قاصدک


   1   2      >

ساعت 11:29 صبح سه‏شنبه 31/2/1387

پرسش :

در روايات ذکر شده است که هنگام ظهور امام زمان،‌جنگ و خونريزي و فساد فراوان روي مي‌دهد، و از طرفي گفته مي‌شود که بايد زمينه را براي ظهور ايشان فراهم کرد با اعمال نيک، و من از زبان يکي از روحانيون شنيدم که مي‌گفتند فساد کنيد تا آقا بيايد، حال نمي‌دانم کدام يک درست است؟


پاسخ :

از جمله نشانه‌هاي غير حتمي ظهور، گسترش فساد و تباهي است و نبايد اين فساد و تباهي‌ها را جزو زمينه‌ها و عوامل ظهور دانست. ما در مقابل اين سؤال پاسخ‌هايي ارايه مي‌دهيم و قضاوت را به عهدة خود شما مي‌گذاريم.
الف. براي شکل گرفتن و تحقق هر پديده، چه طبيعي و چه اجتماعي، عوامل وشرايط چندي لازم است و معمولاً اين پديده‌ها با يک سري نشانه‌ها و علايم همراه است. از اين رو، عوامل و نشانه‌هاي پديده را بايد شناخت و تفاوت ميان آن دو را بايد دانست تا در هنگام بيان عوامل و نشانه‌ها، دچار سردرگمي و اشتباه نشويم.
عوامل و شرايط ايجاد هر پديده، يک سري چيزهاست که با پديده، ارتباط استلزامي و انفکاک ناپذير دارند و بايد آنها تحقق پيدا کنند تا پديده محقق شود. اينها در شکل گرفتن پديده نقش دارند و بدون اينها، پديده تحقق نخواهد يافت.
امّا نشانه‌هاي يک پديده، علامت‌هايي است که از وقوع پديده يا نزديکي وقوع آن، مردم را آگاه مي‌کند و فايده آن، علم پيدا کردن به وقوع پديده يا نزديکي وقوع آن است؛ نه اين که نقشي در ايجاد پديده داشته باشند. يعني با آشکار نشدن نشانه و اتفاق نيفتادن آن نيز پديده مي‌تواند شکل بگيرد.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: آسماني

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 12:53 عصر شنبه 28/2/1387

با عرض سلام خدمت دوستان خوبم اميدوارم عذر  من رو بابت دير آمدنم ببخشيد.از دوستاني هم که نظر ميدهند بسيار تشکر مي کنم.اميدوارم از اين به بعد بيشتر بيام.راستي پنج شنبه مورخ 26/2/87 همايش گفتمان مهدويت تمام شد.اميدوارم گام مثبتي در شناساندن حضرت حجت بن الحسن (عج) برداشته باشيم.و در آخر


(بقيه الله خير لکم ان کنتم مومنين) هود/86 تابعد....


 


¤ نويسنده: آسماني

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:37 عصر پنجشنبه 13/10/1386

اللهم عجل لوليک الفرج


قال الصادق (ع) :


لَو أدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي . ( غيبه النعماني /245 )                                                                 


اگر مهدي (ع) را درک مي کردم ، تمامي روزهاي عمرم را به خدمت او مي پرداختم .


 


 


3 ـ ترس از دشمن :


قال الکاظم (ع) :                                             


القائِمُ الَّذي يُطَهِّرُ الأرضَ مِن أعداءِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ يَملَاُها عَدلاً کما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً ، هُوَ الخامِسُ مِن وُلدي . لَهُ غَيبَتٌ اَمدُها خَوفاً علي نَفسِهِ . ( کمال الدين 2/361 )


قائمي که عرصةزمين را از لوث دشمنان خداي عزوجل پاکيزه گرداند و آن را لبريز از عدل کند ، چنانکه از جور و ظلم آکنده باشد ، همان پنجمين از فرزندان من باشد ، او را ، از بيم جان خود ، غيبتي باشد که مدتش طولاني شود .


 


عاقلان جملگي بر آنند که آدمي بايد از خطر بهراسد و بي هدف جان شيرين را به کام مرگ نفرستد . از اين رو پيامبران و امامان (ع) همچون ديگر مردمان وظيفه دارند که از جاان خود محافظت کنند و در اين راه از هيچ کوششي دريغ نورزند و حضرت مهدي (ع) نيز به عنوان آخرين فرد از تبار پاک آنان ، وظيفه دارد براي آيندةجهان خود را از گزند خائنان در امان نگاه دارد .


 ادامه مطلب...

¤ نويسنده: آسماني

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:20 صبح شنبه 24/9/1386

 


گل حجاب، عطر عفاف


هيچ باغباني را سرزنش نمي کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچين کشيده است، چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.
هيچ کس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.
هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي شود.
هر چيز که قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.
هر چه که نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.
مگر نه اينکه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!
اينها همه، فرمان عقل است و اقتضاي تجربه.
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي پرد.
اگر رشته مرواريد را در کمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم مي شود.
اگر در مقابل پنجره خانه ات، توري نزني، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در امان نخواهي بود.
وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خود را «مصون» ساخته اي، نه «محدود» و زنداني.
وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه که خود را در قيد و بند و حصار افکنده باشي.
اين را هم عقل و تجربه ات فرمان مي دهد.
قرآن هم مي گويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوه گري نکنند، تا مورد آزار بيماردلان قرار نگيرند. (ر.ک: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَيَطمَعَ الّذي في قلبهِ مرضٌ» (احزاب، آيه 32 و 33 ؛ نيز نور آيه 30 و 31)
اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشانيم، نه کسي ايراد مي گيرد، و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مي کني چرا که سخنش را بي منطق و ناآگاهانه مي داني و مي بيني.
اينکه: «دل بايد پاک باشد»، بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاک هم نبايد جز نگاه و رفتار پاک برخيزد.
ظاهر، آيينه باطن است و ... «از کوزه همان برون تراود که در اوست».
زن، به خاطر ارزش و کرامتي که دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نکند و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.
زن به خاطر لطافتي که دارد، نبايد در دست هاي خشن کامجويان ديوسيرت، که نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له کنند.
زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دارِ پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه شود.
گوهر عفاف و پاکي، کم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست.
دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.
سادگي و خامي است که کسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي مسموم و چشم هاي ناپاک قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نيم اندازد و از زهر نگاه ها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.
هر شاخه که از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع کند راهگذر
بعضي از «نگاه»ها، ويروس «گناه» منتشر مي کنند و بعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي کنند.
تاريخچه اندلس و شکست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به خاطر هجوم فساد غربي به کانون عفاف و تقوي مسلمانان بود؟!
خراب کردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تيره انديشي است، نه روشن فکري! علامت جاهليت است، نه تمدن.
مي گويي نه؟ به طومار کساني نگاه کن که پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند.
کسي که از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود!
آنکه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد،
آنکه يوسف زيبايي را با چند سکه قلب عوض مي کند،
آنکه «کودک عفاف» را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد، روزي هم «پشت ديوار ندامت»، اشک حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت، در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.
از اول که جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرک آبه گناه بر آن بپاشد.
از اول بايد مواظب بود اين کاسه چيني نشکند و اين جام بلورين تَرَک برندارد.
از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، که بوته هاي نورس عصمت را لگدمال کند.
ولي ... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي شاخه شکست و گل چيده شد!!
به نقل از کتاب «از همدلي تا همراهي»


¤ نويسنده: آسماني

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 2:5 عصر چهارشنبه 21/9/1386

به بهانه پيوند مهر و ماه


  


ازدواج حضرت علي(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتيازاتي است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات مي کرد. در اين پيوند پر ميمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادماني، و بهشتيان به زينت و زيور آراسته شده بودند.


فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اکرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و کمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين کمالات انساني آراسته بود.


شخصيت و عظمت پيامبر اکرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوکت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي کردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي کرد که مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.


رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود که نور را با نور به ازدواج در آورد.


علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يک ماه طول کشيد و من خجالت مي کشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت کنم، ولي گاهي که خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيکو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو کردم.


پيشنهاد به علي (ع):


اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پيغمبر اکرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يک روز عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر که پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد کرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبکر گفت: مدتي است که اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود که خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش کنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين کار تشويق کردند.


سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.


علي (ع) فرمود: از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟


ابوبکر گفت: يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه‌اي که رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي کنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.


افکار خفته بيدار مي شود:


اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود که به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشکيل خانواده هيچگونه توجهي نداشت.


علي (ع) اندکي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يک طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج  وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست که اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.


علي (ع) به خواستگاري مي رود:ادامه مطلب...

¤ نويسنده: آسماني

نوشته هاي ديگران ( )

   1   2      >
3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[3/5/1387- 12:46 ص] تاريخچه شيعه
[30/4/1387- 7:41 ع] رجعت در انديشه شيعي
[27/3/1387- 2:5 ص] حج
[25/3/1387- 1:0 ص] آقايم کمک...
[25/3/1387- 12:9 ص] تقديم به آقايم...
[19/3/1387- 6:36 ع] قصه پر غصه فدک
[15/3/1387- 12:58 ع] امام از نگاه حضرت آيةالله خامنه‌اي (مدظله العالي)
[11/3/1387- 3:16 ع] سلام
[7/3/1387- 9:47 ص] با عرض سلام خدمت دوستان منتظر
[5/3/1387- 3:15 ع] صفات امام
[31/2/1387- 12:14 ع] فقط سلام
[31/2/1387- 11:56 ص] تعجيل در ظهور
[آرشيو شده ها]

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازديد امروز ::
1
:: بازديد ديروز ::
4
:: کل بازديدها ::
2838

:: درباره من ::

قاصدک


:: لينک به وبلاگ ::

قاصدک

::پيوندهاي روزانه ::

:: آرشيو ::

گل یاس [3]
فراق [3]
اعتقادی [5]
مذهبی [10]
معرفتی [12]

:: لينک دوستان من::

روابط پنهان و آشکار بهائيت و آمريکا
سلام شهدا
امين دشتي
فاطمه
دم مسيحا ئي
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
‏قلبي خواهان عشق
شهرام
سايت تخصصي شيعيان
اهالي آسمان ... حوالي زمين
راز گل سرخ
ایحسب الانسان ان یترک سدی
منتظران مولا
موعود

:: لوگوي دوستان من::




::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي ::