قصه پر غصه فدک
در
سال هفتم هجري پس از پيروزي مسلمين در جنگ خيبر ، يهوديان اطراف مدينه
وقتي اقتدار و شوکت اسلام ومسلمانان را ديدند هر کدام درصدد برآمدند که به
نحوي رضايت مسلمين را جلب کنند تا از حملات ايشان در امان باشند از جمله
آنها دهکده اي آباد وپر رونق به نام فدک بود که وقتي مردم آن دهکده
دانستند در برابر نيروهاي توانمند اسلام تاب مقاومت ندارند خدمت رسول الله
صل الله عليه و اله و سلم رسيدند و درخواست آشتي و صلح نمودند و خود با
رضايت خاطر نيمي از دهکده را به رسول خدا بخشيدند و حضرت آنها را در کار
خودشان آزاد گذارد .
طبق
دستور الهي و آيه شريفه قرآن اين ملک مخصوص پيامبر است و کسي را در آن حقي
نيست . پيامبر يکي دو سال عايدي اين مزرعه را که بسيار زياد هم بود بين
مستمندان بني هاشم و فقراي مدينه تقسيم کرد و بعد از آن که آيه شريفه « و آت ذاالقربي حق» نازل
شد پيامبر صل الله عليه و اله و سلم فدک را به دخترش فاطمه (س) بخشيد حضرت
زهرا همچون پدر بزرگوارش ، عايدي فدک را صرف فقرا و مستمندان مي نمود وخود
کمترين بهره اي از آن نداشت .
وقتي
ابوبکر به خلافت رسيد ، دستور داد فدک را از حضرت زهرا(س) بگيرند ودر اين
ميان عمر بيش از ديگران اصرار داشت. غصب فدک از دست صاحب اصلي آن صرفاً يک
تجاوز به اموال شخصي فردي نبود ؛ بلکه اهداف بزرگتري را به دنبال داشت که
در واقع جلوگيري از آنها سبب شد تا دختر رسول خدا براي باز پس گرفتن آن ،
دست به مبارزه و جدال با خليفه بزند. او مي دانست آنها هرگز راضي به
پذيرفتن حق نيستند ؛ اما مي بايست از حق دفاع کند اگر چه در اين راه سيلي
بخورد و با تازيانه دشمن بازوان خود را ورم کرده ببيند و با پهلوي شکسته و
مجرو ح دارفاني را وداع گويد.
برگرفته از کتاب فاطمه سلام الله عليها نور الهي
نوشته: علي ثقفي