
شش ويژگي به ما عطا شده و در هفت ويژگي از ديگران برتري يافتهايم: علم، حلم، جوانمردي، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلبها به ما عطا شد. و برتري يافتيم به اينکه: پيامبر برگزيدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّيق از ماست، طيّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانيان حضرت فاطمة بتول (سلام الله عليه) از ماست، و دو فرزند اين امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مايند8.
شناخت امام
عظمت مقام امامت، ايجاب مينمايد، کسي که حائز آن ميشود از بالاترين صفات کمالي برخوردار باشد زيرا امامت، جايگاه راهبري، هدايت و نيابت رسول اللّه(ص) است. به همين دليل، دربارة کسي که به اين مقام راه مييابد، ويژگيهاي ممتازي بيان شده است و لذا هر کس در پي کسب شناخت امام باشد، ناگزير از جستوجوي اين ويژگيهاست و هرکس واجد آن باشد، امام خواهد بود و در غير اين صورت، نه.
در کتاب امام مهدي(ع)؛ ردّي بر مدعيان امامت آمده است:
«... پس ميان ايشان و برادران، پسرعموها و همة خويشاوندانشان تمايزي آشکار قرار داده شده که به واسطة آن حجت [خدا] از احتجاجشدگان و امام از مأموم بازشناخته ميشود. از جمله اينکه آنان را در برابر گناهان عصمت بخشيده، از عيبها به دور، از آلودگيها پاک، و از شبهات عاري ساخته و ايشان را نگاهبانان علماش، امانتداران حکمتاش و جايگاه سرّش قرار داده و به وسيلة برهانها حمايتشان نموده است. در حالي که اگر چنين نبود، همة مردم با هم يکسان بودند و هر کسي ميتوانست مدّعي امر خدا باشد»1.
اکنون، در ادامه متوني را که ويژگيهاي جامع امامت را بيان کرده مرور ميکنيم و سرانجام به دو ويژگي ممتاز عصمت و علم خواهيم پرداخت.
صفات امام
حضرت اميرالمؤمنين، امام علي(ع) در روايتي ميفرمايند:
امامي که شايستة مقام امامت باشد، نشانههايي دارد: از جمله اينکه، اول، ميداند که معصوم از گناه کوچک و بزرگ آن بوده، نيازمند پرسش نشده، در پاسخگويي به خطا نرفته، سهو و فراموشي نداشته، و به چيزي از امور دنيا سرگرم نميشود. دوم، عالمترين انسانها نسبت به حلال و حرام، اجراي احکام، و امر و نهي خداوند و همة آنچه انسانها به خدا نياز دارند ميباشد، مردم نيازمند اويند و او از آنان بينياز. سوم، ميبايد که شجاعترين انسانها باشد، زيرا او گروه (محور) مؤمنان است که به سوي او بازميگردند، اگر از فرط خستگي و کندي شکست يابد، همة انسانها به سبب شکست او، متلاشي شوند. چهارم، ميبايد سخيترين انسانها باشد، هر چند همة اهل زمين بخل ورزند؛ چون اگر حرص و آز بر او مستولي شود، نسبت به اموال مسلمين که تحت اختيار اوست آزمندانه عمل خواهد کرد. پنجم، عصمت از جملة گناهان، که به وسيلة آن از پيروان که غير معصوماند ممتاز شده، زيرا اگر معصوم نبود، از ورود به هلاکتگاههاي گناهان کشنده و شهوتها و لذات نفساني، که مردم در آن واقع ميشوند، ايمن نبود»2.
در روايتي از حضرت امام رضا(ع) در پاسخ به اين سؤال که:
از چه طريقي ادعاي امامت از کسي که مدعي آن است، پذيرفته ميشود، فرمودند: «از طريق نصّ و نشانه». سؤال شد: نشانة امام چيست؟ فرمودند:
علم و مستجاب الدعوه بودن3.
حضرت امام صادق(ع) نيز فرمودند:
ده خصلت، از ويژگيهاي امام است: عصمت، نصوص، و اينکه عالمترين مردمان، پرهيزکارترينشان نسبت به خدا، آگاهترينشان نسبت به کتاب خدا، جانشين و وصيّ معروف و آشکار (امام پيشين)، و داراي معجزه و نشانه است. ديدهاش به خواب ميرود ولي قلبش نميخوابد، سايه ندارد و از پشت سرش مانند پيشِ رويش ميبيند4.
ترديدي نيست که اين موارد و ديگر ويژگيها بر امامان دوازده گانه(ع) پس از رسولالله(ص) منطبق است.
رسول خدا(ص) در روايتي چنين فرمودند:
«خداوند عزوجل به ما، ده خصلت اختصاص داده که آنها را به احدي قبل از ما عطا نفرموده بود و در احدي غير از ما وجود ندارد: حکم (فرمان الهي)، حلم، علم، نبوت، جوانمردي، شجاعت، ميانهروي، راستي، پاکي و پاککنندگي، و عفت فقط در ما وجود دارد. و ما کلمة پرهيزکاري، راه هدايت، والاترين نمونه، بزرگترين دليل، محکمترين دستآويز، و ريسمان نيرومنديم. ما کساني هستيم که خداوند به مودت ما امر فرموده است.
فماذا بعد الحقّ إلاّ الضّلال فأنّي تصرفون؛5
و بعد از حقيقت، جز گمراهي چيست؟ پس چگونه (از حق) بازگردانده ميشويد؟»6
از امام اميرالمؤمنين(ع) نيز روايت شده که فرمودند: «ما اهل بيت، درخت نبوت، جايگاه رسالت، مورد آمدو شد ملائکه، خانة رحمت و معدن علمايم»7.
در خطبة امام زينالعابدين(ع) در مجلس يزيد، آن حضرت فرمودند:
شش ويژگي به ما عطا شده و در هفت ويژگي از ديگران برتري يافتهايم: علم، حلم، جوانمردي، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلبها به ما عطا شد. و برتري يافتيم به اينکه: پيامبر برگزيدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّيق از ماست، طيّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانيان حضرت فاطمة بتول (سلام الله عليه) از ماست، و دو فرزند اين امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مايند8.
اين صفات کماليه در هر يک از امامان(ع) به يک ميزان قرار دارد، هر چند در بعضي از ايشان، چند صفت بارزتر از ساير آنهاست، و اين به دليل وجود اسباب و ظروف زماني و مکاني است.
از حضرت صادق(ع) روايت شده که فرمودند: «ما در امر (امامت)، فهم، و حلال و حرام در يک مسير قرار داريم، اما رسول خدا و حضرت علي (عليهما السلام) از فضايل ممتازي برخوردارند»9.
علامه سيد محسن امين دربارة فضايل امامان(ع) مينويسد:
مناقبي که ما براي هر يک از امامان(ع) بيان کرديم، با مناقب امام ديگر تفاوت دارد. البته معناي اين سخن آن نيست که منقبتي که ويژة يکي از امامان(ع) است در وصف امام ديگر صادق نباشد، زيرا هر يک از ايشان در همة مناقب و فضايل مشترک بوده، و نور و سرشت و احدي دارند و کاملترين اهل زمان خويش در همة صفات والا و برتراند. اما به دليل اينکه شرايط و مقتضيات زمان متفاوت است، ظهور آن ويژگيها نيز تفاوت ميکند. به عنوان مثال، ظهور صفت شجاعت در اميرالمؤمنين و فرزند آن حضرت، امام حسين(ع)، مانند ظهور آن در بقية ائمه(ع) نيست زيرا شجاعت امام علي(ع) از طريق جهاد به همراه رسول اعظم(ص) و نبرد با ناکثين، مارقين و قاسطين در ايام حکومتشان و شجاعت امام حسين(ع) در واقعة کربلا که در آن به ايستادگي در برابر ظالمان امر نمود، ظهور يافت. ولي آثار شجاعت ساير ائمه(ع) به صورت آشکار بروز و ظهور نيافت زيرا ايشان مأمور به صبر و مدارا بودند و همگان بر اين امر متفقاند که آنان شجاعترين مردم زمان خود بودهاند. همچنين آثار علم در حضرات باقر و صادق(ع) بيش از ساير امامان(ع)، به دليل از بين رفتن شرايط خفقان، ظهور يافت. زيرا اين دو امام همام، در پايان حکومت رو به اضمحلال اموي و ابتداي حکومت نوپاي عباسي ميزيستند و همگان متفقاند که عالمترين افراد زمان خود بودند. لذا آثار کرم و سخاوت، کثرت صدقات و آزاد کردن بندگان در ايشان بارزتر از ساير امامان(ع) است، که ممکن است دليل آن بسط يد ايندو امام يا فزوني تعداد نيازمندان در سرزمين ايشان باشد. علاوه بر اين عبادت اين امامان(ع) نيز بارزتر و آشکارتر از سايران بوده است، بنابر برخي از موجبات و متقضيات همچون، اندک بودن اطلاع مردم از حالات ديگر امامان، يا کوتاه بودن حيات دنيوي آنان و نظاير اين دلايل در حالي که همگي عابدترين افراد دوران خود بودهاند.
يا اينکه آثار حلم و بردباري در بعضي از ايشان آشکارتر از ديگران بوده، به دليل فراواني ابتلاءات و انواع آزار و اذيتها نسبت به آنان که موجب بروز حلم انسان حليم ميشود، در حالي که همه ايشان حليمترين افراد زمان خود بودهاند. و همچنين ديگر مقتضيات و ويژگيها»10.
و جهانيان به وجود صفات کماليه در ائمه اطهار(ع) گواهي داده، و حتي دشمنانشان آن را تأييد کردهاند. « الفضل ما شهدت به الأعداء؛ فضيلت و برتري آن است که مخالفان و دشمنان نيز به آن گواهي دهند». هرچند تلاشهاي فراواني از سوي دشمنانشان صورت گرفت تا به ويژگي ناشايستي در وجود ايشان دست يابند اما نتوانستند. به منظور آگاهي از شهادت دشمنان بر فضايل اهل بيت(ع) ميتوان به کتابهاي تاريخ و سيره مراجعه کرد که مملو از آنهاست.
سيد حسين نجيب محمّد
مترجم: ابوذر ياسري
ماهنامه موعود شماره 86
پينوشتها:
1. کلمة الإمام المهدي(ع)، ص 231.
2. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمة.
3. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 216.
4. شيخ صدوق، الخصال، ص 428.
5. سورة يونس (10)، آية 32.
6. شيخ صدوق، همان.
7. همان، ص 167.
8. همان، ص 168.
9. کليني، اصول کافي، ج 1، ص 275.
10. امين، سيد محسن، اعيان الشيعه، زندگي امام صادق(ع).